وای که چقدر لذت بردم انقدری که ۲۰ قسمت رو در ۲ روز و نیم تموم کردم نمیتونستم صبر کنم پشت هم پلی کردم. ایده داستان خیلی عجیب نیست اما چیزی که آدمو میخکوب میکنه اجرای ایده است . اینکه روابط بین شخصیتها چطور شکل میگیرد، انتخابها چه پیامدی پیدا میکنند و در نهایت آن ارتباط ظریف بین گذشته و زمان حال چطور دوباره برمیگردد. سریال صرفا یه عاشقانه لوس نیست .ذهن نویسنده داستان رو تحسین کردم و پایان داستان رو دوست داشتم .بازیگرها هم که عالی مخصوصا هه سو و وانگ جو .👌👏👏👏👏
چیزی که در «قلبهای مدفون» (Buried Hearts) برام جذاب بود بیشتر از خودِ ژانر، فیلمنامهی چندلایه، رازها، بازی قدرت، پیچشهای داستانی و اینکه اطلاعات کمکم رو میشن بازی خوب سو دونگ جو و دونگ چول هم دوست داشتم. من از شخصیتهایی خوشم میاد که «معصوم» نیستند، اما «بیاصول» هم نمیشوند. یعنی دوست دارم ببینم یک شخصیت تحت فشار تغییر میکند و حتی دست به کارهای سخت و غیراخلاقی میزند، ولی یک هستهی شخصیتیِ ثابت درونش باقی میماند. شخصیت هایی که تغییر میکنند اما تسلیم نمیشوند و حتی اگر وارد بازی کثیف دیگران میشوند اصول و قواعد و تفکر خودشون رو دارن برای من جذابه. اما قسمت آخر رو دوست نداشتم با اینکه جمع بندی شد ولی احساس کردم سرسری گرفتن .
0
0
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
سریال ما همه داریم تلاش میکنیم رو دیدم و خیلی دوستش داشتم دو قسمت اول کلافه ام کردو شک کردم بتونم ادامه بدم ولی چون۴ قسمت اولشو دانلود کرده بودم مقاومت کردم و بعد دیگه تا ته دیدم . پایان داستان رو دوست داشتم .هول هولکی جمع نشده بود .همونطور که انگار دوربین رو یه روزی گذاشتن وسط زندگی یه عده ای و ما به تماشا نشستیم همونجوری هم وسط زندگی و روزمر گی هاشون خاموشش کردن . پایان شاد یا غمگین نبود عجیب نبود واقعی بود . انگار از فصل زمستون، در زندگی یه عده ای وارد فصل بهارشون شدیم. تو این خط داستانی شخصیت اون آ خیلی قشنگ جلو اومد . انگار کنار هیونگ دون من که قرار گرفت هی یه گره از گره های ذهنی اش باز میشد .تونست احساسات خودشو درک ،تصیح و بازبینی کنه . و همینطور دونگ من نسخه بالغ تری از خودش رو کنار اون آ پیدا کرد . عروج این دوتا شخصیت کنار هم و باهم برام ارزشمند بود. تو فیلم هیچ دیالوگ بزرگی نیست که ناگهان همه چیز و حل کنه؛ هر گفتوگو، هر سکوت و هر همراهی، فقط یک گره کوچک را باز میکند تا در نهایت آدم ها خود واقعی شونو پیدا میکن . یک درام کند کره ای که تو رو دعوت به صبر و زندگی در کنار شخصیت هاش میکنه . و در پایان زندگی رو تموم نمیکنه بلکه دوربینشو خاموش میکنه و تو میمونی با چیزهای زیادی که کم کم یاد گرفتی .
یه جایی از سریال گفت ممکنه پیروزی رو نبینیم ولی باید مبارزه کنیم که بگیم ما بودیم !ما حضور داشتیم حتی ترسیده هم بودیم ولی بودیم ! چرا من همش منتظر بهونه ام گریه کنم 🥺
چرا من به گریه افتادم ؟! وقتی متوجه شدم استعمار فراتر از سیاست ،نفت و ثروته ! چرا وقتی کیم هوی سونگ گفت : اونا اسمای قشنگی ان من از چیزای قشنگ خوشم میاد! اونم چیزای به درد نخور … ماه، ستاره، گل ،دریاچه، شوخی اینجور چیزا …. اگه به این بهونه میشم یکی از اونا…. افتخار میکنم ! من زار زدم ؟!
من سریال یا فیلم هایی که روابط واقعی را به روابط فانتزی ترجیح میدن حتی اگر دردناک باشند میپسندم. My Mister دقیقاً همین است؛ نه قهرمان افسانها دارد، نه عشق رویایی، نه پایان کاملاً خوش. اما پر از انسانهای واقعی است. بازی لی سون کیون عالی و تأثیر گذار ،بازی آی یو هم روون و طبیعی .لذت بردم و دلم نمیخواست تموم شه .انگار چندتا شخصیت از زندگیم حذف شد یهو واقعا غمگین شدم تموم شد.
یه سریال عین زندگی واقعی ، دوسش داشتم بخاطر بازی های روان و بدون اغراق بازیگراش ،پرداخت خوب نقش ها و اینکه باعث شد گریه کنم و سبک شم . اگه اینودوست داشتین سریال reply1988 و سریال وقتی زندگی به تو نارنگی میده رو هم پیشنهاد میکنم بهتون . بازی IU خیلی خوبه
وای که چقدر لذت بردم انقدری که ۲۰ قسمت رو در ۲ روز و نیم تموم کردم نمیتونستم صبر کنم پشت هم پلی کردم. ایده داستان خیلی عجیب نیست اما چیزی که آدمو میخکوب میکنه اجرای ایده است . اینکه روابط بین شخصیتها چطور شکل میگیرد، انتخابها چه پیامدی پیدا میکنند و در نهایت آن ارتباط ظریف بین گذشته و زمان حال چطور دوباره برمیگردد. سریال صرفا یه عاشقانه لوس نیست .ذهن نویسنده داستان رو تحسین کردم و پایان داستان رو دوست داشتم .بازیگرها هم که عالی مخصوصا هه سو و وانگ جو .👌👏👏👏👏
چیزی که در «قلبهای مدفون» (Buried Hearts) برام جذاب بود بیشتر از خودِ ژانر، فیلمنامهی چندلایه، رازها، بازی قدرت، پیچشهای داستانی و اینکه اطلاعات کمکم رو میشن بازی خوب سو دونگ جو و دونگ چول هم دوست داشتم. من از شخصیتهایی خوشم میاد که «معصوم» نیستند، اما «بیاصول» هم نمیشوند. یعنی دوست دارم ببینم یک شخصیت تحت فشار تغییر میکند و حتی دست به کارهای سخت و غیراخلاقی میزند، ولی یک هستهی شخصیتیِ ثابت درونش باقی میماند. شخصیت هایی که تغییر میکنند اما تسلیم نمیشوند و حتی اگر وارد بازی کثیف دیگران میشوند اصول و قواعد و تفکر خودشون رو دارن برای من جذابه. اما قسمت آخر رو دوست نداشتم با اینکه جمع بندی شد ولی احساس کردم سرسری گرفتن .
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
سریال ما همه داریم تلاش میکنیم رو دیدم و خیلی دوستش داشتم دو قسمت اول کلافه ام کردو شک کردم بتونم ادامه بدم ولی چون۴ قسمت اولشو دانلود کرده بودم مقاومت کردم و بعد دیگه تا ته دیدم . پایان داستان رو دوست داشتم .هول هولکی جمع نشده بود .همونطور که انگار دوربین رو یه روزی گذاشتن وسط زندگی یه عده ای و ما به تماشا نشستیم همونجوری هم وسط زندگی و روزمر گی هاشون خاموشش کردن . پایان شاد یا غمگین نبود عجیب نبود واقعی بود . انگار از فصل زمستون، در زندگی یه عده ای وارد فصل بهارشون شدیم. تو این خط داستانی شخصیت اون آ خیلی قشنگ جلو اومد . انگار کنار هیونگ دون من که قرار گرفت هی یه گره از گره های ذهنی اش باز میشد .تونست احساسات خودشو درک ،تصیح و بازبینی کنه . و همینطور دونگ من نسخه بالغ تری از خودش رو کنار اون آ پیدا کرد . عروج این دوتا شخصیت کنار هم و باهم برام ارزشمند بود. تو فیلم هیچ دیالوگ بزرگی نیست که ناگهان همه چیز و حل کنه؛ هر گفتوگو، هر سکوت و هر همراهی، فقط یک گره کوچک را باز میکند تا در نهایت آدم ها خود واقعی شونو پیدا میکن . یک درام کند کره ای که تو رو دعوت به صبر و زندگی در کنار شخصیت هاش میکنه . و در پایان زندگی رو تموم نمیکنه بلکه دوربینشو خاموش میکنه و تو میمونی با چیزهای زیادی که کم کم یاد گرفتی .
یه جایی از سریال گفت ممکنه پیروزی رو نبینیم ولی باید مبارزه کنیم که بگیم ما بودیم !ما حضور داشتیم حتی ترسیده هم بودیم ولی بودیم ! چرا من همش منتظر بهونه ام گریه کنم 🥺
چرا من به گریه افتادم ؟! وقتی متوجه شدم استعمار فراتر از سیاست ،نفت و ثروته ! چرا وقتی کیم هوی سونگ گفت : اونا اسمای قشنگی ان من از چیزای قشنگ خوشم میاد! اونم چیزای به درد نخور … ماه، ستاره، گل ،دریاچه، شوخی اینجور چیزا …. اگه به این بهونه میشم یکی از اونا…. افتخار میکنم ! من زار زدم ؟!
من سریال یا فیلم هایی که روابط واقعی را به روابط فانتزی ترجیح میدن حتی اگر دردناک باشند میپسندم. My Mister دقیقاً همین است؛ نه قهرمان افسانها دارد، نه عشق رویایی، نه پایان کاملاً خوش. اما پر از انسانهای واقعی است. بازی لی سون کیون عالی و تأثیر گذار ،بازی آی یو هم روون و طبیعی .لذت بردم و دلم نمیخواست تموم شه .انگار چندتا شخصیت از زندگیم حذف شد یهو واقعا غمگین شدم تموم شد.
یه سریال عین زندگی واقعی ، دوسش داشتم بخاطر بازی های روان و بدون اغراق بازیگراش ،پرداخت خوب نقش ها و اینکه باعث شد گریه کنم و سبک شم . اگه اینودوست داشتین سریال reply1988 و سریال وقتی زندگی به تو نارنگی میده رو هم پیشنهاد میکنم بهتون . بازی IU خیلی خوبه