زیرنویس Cure
موجی از قتلهای خونین توکیو را در وحشت فرو برده است.تنها ارتباط این قتلها یک "X" خونین است که در گردن قربانیان نقش بسته است.در همه موارد قاتل در کنار قربانی پیدا شده اما هیچ خاطره ای از جنایت ندارد.کارآگاه "تاکابه" و روانشناس "ساکوما" برای حل این پرونده احضار می شوند و...
جزئیات و تماشا
گفتوگو دربارهٔ اثر
شاهکار
یکی از بدترین فیلم هایی بود که دیدم !!
درسته میگن فیلم باید هنری و دارای مفهوم باشه،این فیلم کلش جنایت و ناامیدی بود و از یه ذهن مریض میاد،خیلی دنیا قشنگه!! با دیدن این فیلم آدم مریض و ناامید میشه.
افتضاح…حیف وقت ک بذارید واسه تماشای این فیلم
فیلم مریضی بود
be shedat eftezah
واقعا چرا اینقدر نمره اش بالاس واقعا فیلمی بود نه مرموز بود نه هیجان انگیز نه داستان قشنگی داشت من اصلا پیشنهاد نمیکنم
عالی بود عالی
هشدار اسپویل: (البته پایان فیلم اسپویل نشده) یه فیلم psychological thriller ای که کاملا به روش slow burn بود!! واقن آدم میمونه چی بگه…خیلی میشه راجع به این فیلم حرف زد، پوستر فیلم که شاهکار محضه، ستون های پمپ بنزین رو فقط نگاه کنین…میدونین فیلم اهمیت لحظه رو داره به خوبی نشون میده و اینکه یه تصمیم لحظه آخری چقد میتونه سرنوشت آدم رو تغییر بده، منظورم به شخصیت جیمز هست…بعد اینکه چنین جنایتی در یه تفرجگاهی/پمپ بنزینی با حضور اینهمه آدم اتفاق افتاد، داره گوشزد میکنه که چقدر آدم ها نسبت به اتفاقات دور و برشون غافل هستن و غفلت میکنن، حتا جیمز که داشت عکس میگیرفت، رکس کاملا توی عکسش هست ولی اونو اصلا ندیده…درمورد آنتاگونیست داستان خیلی میشه حرف زد، خیلی شخصیت و دیدگاه جالبی نسبت به سرنوشت داشت، این که همیشه خلاف اون چیز معمول میخواست عمل کنه تا به خودش ثابت کنه اختیار و آزادیِ زندگی خودش دست خودشه و اونه که تصمیم میگیره، فرد به شدت باهوشی هم هست (اونجایی که با زن و دختراش نشسته بودن تو خونه ویلایی و از قصد عنکبوت میزاره تو کشوی میز ناهار خوری تا دخترش جیغ بزنه و ببینه صدای جیغ اش توسط همسایه ها و افراد دیگه شنیده میشه یا نه)…اصن پسر، بوووم…بعد تعبیر خواب رکس خیلی جالب بود و ارتباط اش با سرنوشتی که برای هم جیمز و هم رکس بوجود اومد خیلی قابل تامل بود….بعد فک کن چنین فیلمی حدود 30 سال پیش ساخته شده! واقن شاهکار…..البته حدود پنج سسا بعد نسخه هالیوودی اش رو هم همین کارگردان با همین فیلم نامه نویس ساخت که اصن مضحکه و داستان رو در بخش پایانی فیلم بِلکُل عوض کرده، اگ خواستین ببینین حواستون باشه همین نسخه 1988 رو ببینین….اون قسمت پایانی هم که جیمز وقتی سکه ها رو میبینه و قاطی میکنه هم داره نشون میده اگ سکه ه رو با رکسددفن نکرده بودن اونجا پای درخت، رکس هیچوقت با ریموند شاید همکلام نمیشد…بخاطر همین یه حس درماندگی بهش دست داد
ببخشید اشتباه گفتم اسامی رو، با یه فیلم دیگه اشتباه گرفتم….منظورم از جیمز، رکس بود و رکس هم ساسکیا، کلا اشتباه گفتم اسم ها رو😅
خیر به اون ربط نداره، آخر فیلم بابت اینکه ساسکیا نمیتوانست خوب به زبان فرانسوی حرف بزند و بخواند جلوی دستگاه money exchange از ریموند کمک میخواد و بعد بابت پولی که بین اونها رد و بدل شد انگار که پول کم آورد و کلا بیخیالش شد، اما بعدش که جا کلیدی رو دست ریموند میبینه که با حرف اول اسم شوهرش یکیه میخواد تا براش یکی بخره و ریموند اونو به ماشینش میکشونه، ساسکیا که مردد بود داخل ماشین شه چشمش به عکس خانوادگی ریموند میفته و خاطر جمع میشه که نمیخواد بلایی سرش بیاد غافل از اینکه غرض ریموند به طور کل چیز دیگه اییه
چرت بود