«شرک» از زندگی روزمرهی خود به عنوان یک مرد خانواده و سلبریتی در دوردستترین سرزمین خسته شده است و دلتنگ روزهای مجردی و هیولایی خود است. او با «رامپلستیلتسکین»، یک جادوگر شیاد، معاملهای میکند تا برای یک روز به هیولای واقعی تبدیل شود. اما این معامله پیامدهای ناخواستهای دارد
ارسال دیدگاه