زیرنویس + دوبله The Walking Dead
سریال «مردگان متحرک» داستان «ریک گرایمز»، افسر پلیسی را دنبال میکند که پس از به هوش آمدن از کما، خود را در دنیایی آخرالزمانی مییابد که توسط زامبیهای گوشتخوار تسخیر شده است. او به دنبال خانوادهاش میگردد و در این راه با بازماندگان دیگری روبرو میشود.
جزئیات و تماشا
گفتوگو دربارهٔ اثر
کامنت حاوی اسپویل:
چیزی که متوجه شدم بقول دوستان همون تناسخ یا دنیای موازی هست و توجه کنید هرکسی که وارد اون شهر میشه با یکی از ساکنین اونجا قبلا در ارتباط بوده ، چیزی هم که از صحبت های تابیتا متوجه شدم این بود که تو دنیای دیگه با جید در ارتباط بوده
وااای اخرش روانی میشم حالا کو تا فصل جدیدشو بسازن این چ وضعشههههههه
دوست عزیز کل فیلم ساخته شده فقط پخش فیلم رو طولانی کردن
تقریبا فروردین پخش میشه تو لایوی که بازیگراش گذاشتن دیدم
بیشتره فشاری که بیننده هایی که سریال رو دیدن دارن میخورن اینه که چرا موقعی که داشتیم میشدیم کشیدی بیرون :)) والا خودشونم میدونن داشتن لذت میبردن
سریالی که انتها پخش شد.قرار پخش بشه ؟
واقعا پایانش خدا بود کلیت سریال تو یه ربع جمع شد
کامنت حاوی اسپویل:
پسر سفید پوش همون توماس پسر تابیتاس که تو نوزادی مرده بود . این پسر قبلا تو این شهر کشته شده و زمانی که روح مادر ویکتور در جسم تابیتا به دنیا برگشته پس روح این پسر سفید پوش هم در جسم توماس متولد شده و اگه تو نوزادی از دنیا رفته برای تسویه کارما بوده .
تئوری دیگه ای که میگن وجود داره اینه که مراسم قربانی کردن کامل پیش نرفته و یکی پسر بچه ی سفیدپوش رو فراری داده و همین باعث شده مراسم نصفه نیمه بمونه، پسر سفیدپوش مثل بقیه اون بجه هایی که دیدیم قربانی شدن ظاهر ازرده و بهم ریخته ای نداره، در تلاش برای کمک به بقیست، همینطور اون صدا ها به سارا میگفتن بره ایتن رو بکشه تا نجات پیدا کنن (مثلا ایتن بجای اون بچه ای که فراری داده شده قربانی شه تا مراسم کامل بشه)
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
کامنت حاوی اسپویل خیلی زیاد: خب همونطور که قبلا حدس زده بودم و تو یکی از کامنت های قبلیم اشاره کرده بودم، قضیه همین بود که افرادی که تو این شهر زندگی میکردن با وعده و وعید زندگیِ جاودان و عمر جاودان، بچه های خودشون رو کشتن و قربانی کردن، حالا کی بهشون وعده وعید داد؟ پیرمرد زردپوش آخر سریال..بنظرم این مرد زرد پوشه که پشت کل قضایا بوده و هست، تو نقاشی های مادر ویکتور تو زیرزمین خونه ی خودشون هم یه مرد زردپوش کشیده شده بود…و داستانِ جالب تر این که یه چرخه و لوپی توی این شهر بعد نفرین شدنش در جریانه که نسل به نسل، قرن ها به قرن ها همچنان کسی نتونسته بشکنتش و به جواب برسه، فقط شاید مادر ویکتور به جواب رسیده بوده چون وسیله ها و نقاشی های خود مادر ویکتور و حتا درخت بطری هایی که خودش ساخته پر از جزئیاتن و احتمالا متوجه شده بوده که شهر چطور عمل میکنه و کار میکنه، ولی نتونسته روح بچه ها رو به آرامش برسونه و توسط هیولای اسمایلی کشته شده…پس در واقع نوعی از تناسخ توی شهر در جریانه، این آقاهه اومده و تابیتا و جیدِ ورژن اصلی راضی نشدن که وعده اش رو قبول کنن، ولی در هر صورت، موجودِ خبیث و game master داستان، بچه ی اونا رو هم که یه دختر بوده رو دچار نفرین کرده و کشته و یا حالا بقیه ی پدرمادرها کشتنش و خودشون مجبورن هی تناسخ پیدا کنن توی کالبدهای مختلف و بیان و روح بچه ها رو حداقل به آرامش برسونن، من فک نکنم که بشه کسی رو نجات داد، چون what's done is already done و نمیشه تغییر داد وقایع رو، همونطور ایتان به جولی گفت تو یه story walker ای (ینی اگر شهر رو یه کتاب درنظر بگیریم جولی میتونه توی فصل های مختلف قدم بزنه و نظاره گر اتفاقاتش توی دوران مختلف باشه) ولی نمیتونی چیزی رو تغییر بدی، برای همینم صحنه آخر، احتمالا از آینده برگشته بود که پدرشو نجات بده چون کشته شدنش رو دیده بود، پس اگ جولی یه story walker عه، مرد زردپوش هم story teller داستانه کلا…سریال جزئیات خیلی زیادی داره و یکی از این جزئیات، تکرار شدن اسم Dr.Mabuse روی اشیای مختلفه، مثل تجهیزات آمبولانس، حالا Dr Mabuse کیه، بنظر من همین مرد زردپوش، Dr Mabuse اساساً یه شخصیت خیالی از یک رمانی (۱۹۲۱) به همین اسمه (Dr Mabuse the gambler) و همینطور که از اسمش پیداس، اصولا شخصیتیه که دوس داره قمار کنه و مردم رو گول بزنه و باهاشون بازی کنه و یه کارت بازِ قهاره، اتفاقن کارت های بازی و تاروت هم زیاد توی سریال نشون داده شدن و فک کنم هر کارتِ تاروت، نماینده ی یکی از شخصیت های داستانه..پس Dr Mabuse احتمالا یه موجود ماورایی_شیطانیه ای که با وعده ی زندگی جاودان، ساکنان اصلی و اورجینال شهر رو بعد از قربانی کردن بچه هاشون به هیولاهایی تبدیل کرده که نمیمیرن (بازگشت و تولد دوباره ی هیولای اسمایلی هم همینو داره میگه، البته فک کنم اسمایلی نقش مهم تری داره که برش گردوندن سازنده ها به سریال بعد از اینکه بوید کشتتش یبار و یچیز بامزه که از نظر تکنیکی و با بازگشت دوباره اش، فاطیما که مامانشه و بوید هم میشه پدربزرگش🤣) و این دکتر مابیوس کلا موجود حیله گر و قدرتمندیه که هر چیزیو توی شهر میتونه کنترل کنه، مثلا رادیوی غذاخوری، زنگ خوردن تلفن ها و حتا یه عروسک رو (جسپر) خلاصه که مثل سریال دارک، این چرخه و لوپ باید از یجایی بسته شه و تا بسته نشه همینطور تا ابد ادامه پیدا میکنه و شخصیت های اصلی در طول دوران مختلف به شهر برمیگردن و تناسخ پیدا میکنن و همونطور که یه سرباز از دوران جنگ داخلی رو دیدیم که یه چشمش کور شده بود و احتمالا جد روحانیِ الجین باشه، یا حتا یه معدنچی رو دیدیم، این ینی این لوپ قرن هاس که همش داره تکرار میشه…فک میکنم شخصیت مارتین که توی زیرزمین خرابه هاس رندال باشه چون جولی رو میشناخت…کلا همونی شد که جید گفت، براساس قانون دوم ترمودینامیک، انرژی هیچوقت از بین نمیره و خاطرات اجداد روحانیِ تابیتا و جید، همون میراندا و کریستوفر بودن که خاطراتشون بهشون منتقل شده، ینی صرفا شاید خود تناسخ هم نباشه و فقط انتقال انرژی و خاطرات باشه و پلیرهای اصلی اجبارا به شهر برمیگردن هربار…بنظرم خواهر ویکتور، الوئیز شاید زنده باشه و نمرده باشه، ما هیچموقع مرگش رو ندیدیم، ویکتور گفت که خاکش کرده ولی چیز زیادی ازش باقی نمونده بوده و همه چی، احتمالا استخونا و گوشت تنش، خیلی کوچیک و کم باقی مونده بودن، پس بنظرم شاید زنده اس و اونه که کنار رودخونه داره سبزیجات رو برای مردم شهر پرورش میده شاید….درمورد بسته شدن لوپ هم، بنظرم بعد از به آرامش رسوندن روح بچه ها، چیزی که مردم شهر بهش توجه نکردن، رودخونه ی شهره، احتمالا اون یه پورتال خروجی به سمت دنیای واقعی باشه، وقتی دوربینِ الجین عکس خونه ای که بوید و خانوادش در حال حرکت به سمتش بودن که توی شهر گرفتار شدن، عکس قایقش نبود، بنظرم قایق و نشانه ی قایق هم نقش مهمی داره تو سریال و احتمالا یه سرنخی برای خروج از شهر باشه….حالا که میبینم سریال اینهمه جزئیات داره واقن برگام ریخته ولی مشکل من با روند کُند داستان و این فصل همچنان پابرجاس و میتونس داستان در صورت عدم اینهمه کشش تو همین فصل سه جمع شه، اما money speaks first و این داستانا…مفیدترین اپیزود این فصل همین قسمت آخر بود فقط….دیگه خدافظ تا ۲۰۲۶ و فصل چهار….(کشته شدن جیم هم بنظرم باید دلایل محکمی پشتش باشه، چون همونطور که دکتر مابیوس گفت، هر بینش و آگاهی ای بهایی داره که باید پرداخته شه، درسته که جیم بود در اصل که کد اعداد رو شکست و گفت احتمالا هر عدد نماینده ی یه نت موسیقیه، ولی خب تابیتا و جید هم آگاهی زیادی الان نسبت به شهر پیدا کردن و الان باید منتظر بمونیم که مابیوس اونهارو هم بکشه؟! بنظرم نواخته شدن آهنگ هم به نشونه ای از شروعِ بسته شدن این لوپ و شروع لوپ بعدی میتونه باشه و در صورت عدم موفقیت شخصیت های این لوپ، همگی به اجبار میمیرن و لوپ جدید شروع میشه، نمیدونم)
کامنت حاوی اسپویل:
و اینکه یدفه فاطیما out of nowhere داستان شهر رو برملا کرد یکم شوکه کننده و خوب نبود، ینی انتظار یه پیش زمینه ای رو داشتم تا راز برملا شه، فاطیما کل مدت اون پایین بوده و از کجا فهمیده این داستان رو؟ زن کیمونو پوش بهش گفته؟ خودش آگاه شده؟ من خیلی ارتباط برقرار نکردم با این بخش و یکم برام ناملموس بود…ولی خب احتمالا تو فصل چهار گفته شه که فاطیما از کجا فهمیده…بهتر بود پیش زمینه ی بهتری برای لو دادن راز سریال میداشتن بنظرم
چشمون در اومد این کامنت Fatika1999 رو خوندیم ولی جدا دمت گرم این همه نکته من اصلا توجه نکرده بودم سریال باز موند ولی قسمت آخرش تکلیف خیلی چیز ها رو روشن کرد
دمت گرم خداییش چه نکات خوبی گفتی…خوبه آدم بشینه با تو سریال ببینه.
چقدر وقت گذاشتی واقعا
تحلیلت رو دوست داشتم عالی بود 👍
ممنون بچه ها❤ بوس بهتون💋
کامنت حاوی اسپویل:
اینکه از نظر تکنیکی بوید پدربزرگش میشه رو دقت نکرده بودم. خیلی بامزه بود😂
واقعا ممنون به خاطر وقت گذاشتن و توضیحات بسیار عالی و دقیقت، چقدر کیف میده آدم با تو بشینه با جزئیات و دقیق همچین سریالی رو ببینه. ازت بینهایت متشکرم. 😍😍😍😍😍😍
به نظر منم دریاچه یه داستانی داره از اونجایی که اپیزود دوم ایتن خوابشو دید
و یچیزی که ذهنمو مشغول کرده اون پسریه که اولین بار جلو در خونه همون شب اول که جولی رو دید (یکی از همون هیولاها)ازش پرسید جولی منو یادت نمیاد؟
و ورقای تاروتم صددرصد کمک کنندن و میتونن یچیزایی رو نشون بدن چون وقتی خواستن برای فاطیما فال بگیرن کلاغ از پنجره اومد تو و نذاشت
و چقدر خوشحالم یکی رو پیدا کردن اندازه خودم به جزئیات اهمیت میده😂🫠
آفرین ! واقعا عالی توضیح دادی . یه نظریه دیگه ، دیگه نمیشه اون درخت سر راه رو دید ؟؟ به نظرم پیداش کنن و قطعش کنن
اگه ندیدین هنوز این کامنت رو نخونین چون اسپویل میشه واستون:
به نظر من، یک سری آدم با یک سری موجودات ماورایی یک معامله ترسناک کردن. معامله هم این بوده که بچه های خودشون رو بشکن و تا ابد بتونن زندگی کنن و جاودانه بشن. این آدمایی که تصمیم گرفتن جاودانه بشن همون موجوداتی هستن که شبا به خونه ملت حمله میکنن و مردم رو میشکن. دلیل اینکه هم مردم رو میشکن اینه که میخوان رازشون بر ملا نشه. چون ظاهرا با توجه به چیزی که توی قسمت آخر دیدیم، انگار میشه در زمان سفر کرد. خب اگه کسی این کارو کنه ممکنه جلوی کشتن بچه ها و این معامله رو بگیره.
آخر قسمت هم جولی انگار باز توی زمان سفر کرده بود و دیده بود که پدرش کشته میشه. برای همین برگشت که پدرشو نجات بده، اما همونجور که ایتان گفته بود، وقتی که داستانی گفته میشه نمیشه تغییرش داد. برای همین بود که نتونست پدرشو از مرگ نجات بده.
خیلی راز ها هنوز مونده. ولی بنظر من کم کم دارن بر ملا میشن.
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
کامنت حاوی اسپویل:
خب اگه اینجوریه پس بچه تاییتا چی؟ همون که گفت تو زندگی قبلیش میخواسته نجاتش بده ولی نشده؟ یعنی تابیتا هم بچه خودشو معامله کرده؟
کامنت حاوی اسپویل:
معامله رو فکر نکنم ولی اینکه بچه هاشون رو قربانی کردن درسته .
کامنت حاوی اسپویل: نه امید ببین، تو فصل دو بود اگ اشتباه نکنم که قتل عام خونه گروهی اتفاق افتاد، یکی از هیولاها گفت دست من نیس که نخوام بُکُشم بقیه رو…ینی مجبورن بکشن، چون ماهیتی شیطانی و هیولایی دارن و این نیس که میکشن چون میخوان رازشون برملا نشه…رازی ندارن…صرفن چون هیولائن میکُشن آدم ها رو
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
بچه ها اگه کسی فهمید قسمت آخر چیشد یه توضیحی بده 😅
کامنت حاوی اسپویل:
الان داستان فیلم همون تناسخ بود؟
بله. ولی سرکار رفتیم که سالی یه فصل پخش میکنن. چون نوزادی که از فاطیما متولد شد تو پوستر فیلم هست، پس همشا ساختن اما سالی یه فصل منتشر میشه
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
کامنت حاوی اسپویل:
این پسره که فاطیما به دنیا آورد توی دوتا فصل قبلم بودش و بوید تونست بُکشتش .
کامنت حاوی اسپویل:
اونکه فصل ۱ و ۲ بود ، بوید کشتش حالا دوباره متولد شد . برا این عکسش رو پوستر هست
کامنت حاوی اسپویل:
من اصلا متوجه نشدم آخرش چی شد خیلی گیج کننده بود یعنی چی از این دستبند ها خیلی درست کردم و من و جید قبلا اینجا بودیم و بعدشم یه مرد اومد شوهر تیباتا را کشت
روح میراندا بعد از مرگ تبدیل شده به تابیتا. و اون دوباره برگشته به این دنیا . این فیلم احتمال زیاد داره تناسخ رو نشون میده
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
خب اخه شما از کجا دیدین؟ منم دلم میخواد ببینم. فیلمکیو که لینک دانلودش خرابه