زیرنویس
5.1/10 فصل 1 آخر · قسمت 8 آخر
Immortals
داستان از دهه 1800 در استانبول آغاز می شود و هر روز ادامه دارد. میا با شورشیان جوان همکاری خواهد کرد تا دیمیتری را که از جاده در یک کلوپ شبانه مجلل در استانبول عبور می کند، نابود کند.
جزئیات و تماشا
گفتوگو دربارهٔ اثر
داستان فیلم خوب بود میتونست خیلی حرفه ای تر باشه!
کلیشهای
اینکه کل هویت طرفین تو ارتباطشون خلاصه بشه و از همون اول هم یه چیز غیر عادی نسبت به هم حس کنن، تهِ کلیشهست. ولی چیزی که میره رو مخم اینه که حتی وقتی خیلی واضح میخوان یه عاشقانه بسازن که تمام پوینتش تو همون رومنس قضیهست ، درست انجامش نمیدن. گفتن "خیلی دوست دارم" و sex scene و زوایای مختلف از لمس متقابل و کیس، با چاشنی یک آهنگ غمگین در بکگراند جای شخصیتسازی و معنا ساختن برای مخاطب رو نمیگیره. تقریبا تمام بازیگرای دیگهای که دیدیم کمتر از پنج دقیقه حضور داشتن. اصل قضیه هم که دو دوست محترممون هستن، تو در و دیوارن. ما فقط میشنویم که آره بابام منو پخ پخ میکرد، مامانم از دست رفت، ولی نمیبینیم که واقعا برای اون کرکتر اینا یعنی چی، تو زندگی روزمرهش چطور با اثراتش رو به رو میشه. از کاری که انقدر گندهش میکنه، چیزی جز یه سکانس با لباس سربازی نمیبینیم و مثلاً اون مامورت آخر که معلوم نبود دقیقاً چه اتفاقی براش افتاد. (خون یهو از کجا اومد، چرا فقط این ضربه خورد). از اون طرف خانومی عزیز هم تنها چیزی که هویتشو جز این رابطه تعریف میکنه همین غار آبیه که خیلی بهتر میتونستن اجراش کنن. ترس از دست دادن داری، چرا بهمون نشونش نمیدی. فقط جمله میشنویم. از اون طرف انقدر خانواده و بچه برات معنی داره، چرا هیچی ازش ندیدیم. میدونستم دارم سراغ چه محتوایی میرم و انتظارشو داشتم. جدا از زیبایی بصری خانومی، نکتهی جذابش برام ایدهی اولیه سفری بود که ندونی دقیقاً به کجا میری و انسانهای مهم زندگیت سر راهت تو یه قالب دیگه سبز بشن. میتونستن از هر کدوم این آدما یه پیام بسازن، طوری که شخصیت جم بعد رویارویی با هر کدومشون یکم تکون بخوره. متفاوت بشه. یه چیزی یاد بگیره، در جدیدی براش باز شه. و سکانسش با پدرش رو هم دوست داشتم. غار آبی هم هر چیز واقعی یا غیرواقعی که توی اون سکانس دیدیم خوشگل بود. دیدم تهش زده کرم خودش نوشته، جالبه. ( توی کامنتها دیدم با دلیبال مقایسه شده، جدی چطور میتونین با اون کار مقایسهش کنین. )همچین فیلمهای غیرخوشساخت و رو هوایی فقط وقتی انقدر روت تاثیر میذارن که یه جایی از مغز و حسهای خودت رو قلقلک بدن. وگرنه فیلم که تکلیفش مشخصه.
این دیدگاه به دلیل اسپویل بخشی از داستان مخفی شده است
خیلی خوب بود 😭😭😭😭😭😭
فکر نمیکردم بعد از deli bal و incir reçeli اینقدر گریه کنم یکی از غمگین ترین و البته قشنگترین فیلم ها بود
چرا سریال و فیلم ترکی اینقد کم هست
واسه سریال هرچی سرچ میکنم سریال کره ای هست
والا من سریال کرهای ای میزنم چیزی نمیاد برام
یکی از قشنگترین فیلم های کرم